بازهم این پست فقط بخاطر فرهاد مجیدی

بدون شک بدترین خبر ممکن برای هواداران استقلال ، خداحافظی کاپیتان محبوب آبی ها از مستطیل سبز بود . تیتری که به سرعت در رسانه ها منعکس شد و موجب شوک هواداران میلیونی استقلال و فرهاد شد . کمتر هواداری فکرش را می کرد که روزی محبوب قلبش در سن 36 سالگی اما در اوج از فوتبال خداحافظی کند . این رفتن خواست دل نبود ؛ خواست آقایانی بود که چشم دیدن محبوبیتش را نداشتند . محبوبیتی که نه کمتر بلکه بیشتر هم خواهد شد .

فرهاد مجیدی کاپیتان با تعصب ، غریبانه رفتی اما می دانیم که فوتبال ایران ، دیگر بازیکنی مثل تو را نخواهد دید . فوتبالی که بی مهری های زیادی از او دیدی ؛ در اوج بودن و به تیم ملی دعوت نشدن طعم تلخی دارد .


اسطوره ی باشگاهمان مرحوم حجازی را از استقلال کنار گذاشتند اما تو به عشق پیراهن آبی ماندی . در بهترین شرایط و آمادگی تو را روی نیمکت قرار دادند اما به خاطر هوادارانت سکوت کردی ؛ جوابشان را در لحظاتی دادی که چند دقیقه به بازی آمدی و با درخششت گل زدی ؛ چون شاگرد اسطوره ی بی بدیل استقلال بودی .


روزهای ابری هم تمام شد . مردی سرمربی استقلال شد که مرحوم حجازی قبولش داشت . سلطان دربی ها برازنده ی پرویز مظلومی و فرهاد مجیدی بود . زوجی که لحظات نابی را برای هواداران رقم زدند ؛ کاپیتان محبوب استقلال ، در نوک خط حمله سوگلی می کرد . پیروزی در 4 دربی و 4 گل فرهاد به پرسپولیس ، اکنون نماد شیرینی برای من و تو هوادار شده است .


روزهای باهم بودنمان چه شیرین گذشت و فرهاد مجیدی مربی مورد علاقه اش را به دلیل مشکلات خانوادگی تنها گذاشت و رفت اما محبوبیتش کم نشد . پرویز سوبله چوبله هم روزهای سختی بدون تو و مصدومانش سپری کرد ولی رکوردهایش بدون شک دیگر تکرار نخواهد شد .


اما کاپیتان ، هر هواداری صدای بغض گرفته ات در برنامه ی 90 و متن خداحافظی ات را شنید و دید . هودارانت دیدند که نخواستنت ؛ تیشه در دست گرفتی و آمدی اما شرطی در مقابلت گذاشتند که نیایی . نخواستنت چون 4 مهاجم آماده داشتند . مهاجمانی که در بازی مقابل فجر هر 4 تایشان روی نیمکت بودند و حنیف مدافع ، نقش مهاجم را بازی می کرد .


قضاوت را بر عهده ی عاشقانت گذاشتی . در ورزشگاه بدون هیچ ادعایی صدایت زدند چون محبوبشان بودی . پیراهن هیچ تیمی جز استقلال را نپوشیدی چون خونت آبی بود . وقتی در تیم نبودی ، مثل بعضی ها آرزوی باخت استقلال را نکردی . رفتی تا بهانه ای نباشی برای نتیجه نگرفتن تیمت . رفتی و اسطوره ماندی.


فرهاد مجیدی ، هرگز فراموش نمی کنم که در کنارت بودم ؛ در تبریز چه قبل از بازی در هتل و چه بعد از بازی در رختکن به چشمانت خیره شده بودم ؛ صدایت مستم کرد و کارم شد چند عکس . اتفاقات میان من و تو برای همیشه در قلبم ...


فرهاد مجیدی ، گل هایت در دربی را هرگز فراموش نمی کنیم ؛ پشت سر گذاشتن شیث و " آی بدو آی بدو " را فراموش نخواهیم کرد . علاقه به هوادارانت مانند مرحوم میلاد خبازی را با چشم دیدیم . با الغرافه که بودی ، نام حک شده ی استقلال در دستانت را دیدیم . مقابل پرسپولیس ، فحش خوردی اما بعد از دریافت ناحق کارت قرمز ، واکنشت به جمعیت 96 هزار نفری هرگز از خاطر هیچ هواداری پاک نخواهد شد که با بوسیدن پیراهن آبی و نشان دادن عدد 4 ، سربلندمان کردی .


7 مقدس ، در تاریخ 7 - 7 - 91 رفت اما هیچ هواداری رفتنش را قبول ندارد . دوست داشتیم نیم فصل می آمدی و در پایان فصل کاپ قهرمانی را بالای سر می بردی اما نشد . منتظرت می مانیم با کسوت سرمربی روزی به خانه ات استقلال برگردی و آرزوهایمان را به واقعیت تبدیل کنی .

خداحافظ داداش فرهاد مجیدی(همیشه در قلب منی)


امروز7 مهر 1391 ، در پی انتشار خبر خداحافظی کاپیتان اسبق تیم فوتبال استقلال، هواداران این تیم محبوب در بهت فرو رفتند.کاپیتان محبوب استقلال که پس از منتفی شدن حضورش در استقلال حاضر به حضور در تیم دیگری نشد امروز با دنیای فوتبال خداحافظی کرد .

فرهاد مجیدی بی شک یکی از محبوبترین بازیکنان استقلال در دهه ی اخیر است . این بازیکن در تاریخ فروردین 1391 به طور قرضی از استقلال جدا شد و تا پایان فصل در تیم الغرافه قطر توپ زد. او در بازي جام باشگاه هاي آسيا بين تيم هاي پرسپوليس تهران و الغرافه قطر و در حضور بيش از ۹۰ هزار تماشاگر سرخ پوش مورد توهين و اعتراض قرار گرفت. وقتي فرهاد مجيدي بازيکن تيم الغرافه بعد از دريافت کارت زرد دوم از زمين مسابقه اخراج شد در جواب توهين ها پيراهن الغرافه قطر را از تن خود خارج کرد و پيراهن آبي تيم محبوبش استقلال را نمايان کرد و آن را بوسيد و با دستش به تماشاگران پرسپوليس عدد ۴ را به خاطر ۴ برد اخير استقلال برابر پرسپوليس در داربي هاي تهران را نشان داد. اين حرکت با اعتراض شديد هواداران سرخ پوش و فحاشي آن ها پاسخ داده شد. و از آن به بعد عدد ۴ در ايران وسیله ای شد برای کری خواندن هواداران تیم ابی پوش و جوابی برای بی احترامی و بی ادبی تعدادی از هواداران قرمز پوش .


فرهاد مجیدی فعالیت ورزشی رسمیش را از تیم جوانان کشاورز شروع کرد. او پس از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به تیم محبوب استقلال پیوست . او در استقلال به عنوان گل زن اصلی تیم و شاه مهره تیم شناخته شد . او پس از جدایی اش از تیم در نیم فصل با دریافت رضایت نامه ی خود برای باز گشت به تیم محبوب خود اعلام آمادگی کرد که متاسفانه با کش و قوس های فروان این امر میسر نشد.


کاپیتان محبوب استقلال که خود را همیشه پیرو مکتب اسطوره ی بزرگ استقلال می دانست با وجود پیشنهاداتی که از بقیه ی باشگاه ها مانند پرسپولیس تهران داشت حاضر به حضور در هیچ تیمی نشد . محبوبیت فرهاد مجیدی در بین هوادارن استقلال فقط به خاطر بازی های بیاد ماندنی و یا تعداد گل های به ثمر رسیده ی او نیست . کاپیتان بزرگ استقلال از جمله کسانی هست که هیچ وقت حاضر نشد با احساسات هواداران بازی کند . این بازیکن استقلال همیشه اول خود را هوادار استقلال می خواند و همان طوری که در نامه خداحافظی خود ذکر کرده است مثل آقایانی نبوده که پس آنکه از تیم جدا شده اند ، آرزوی شکست استقلال را کرده اند. در این مدت او می توانست با استفاده از محبوبیتش در بین هواداران مشکلاتی را برای مجموعه درست کند که هرگز راضی به این کار نشد و همیشه هواداران را به داشتن صبر بیشتر تشویق کرد. مجبوبت او در بین هوادارن حتی پس از جدایی و حضور نیافتنش در تیم استقلال نه تنها کم نشد بلکه افزایش هم یافت. زیرا هواداران این تیم به خوبی از موانع حضورش در تیم آگاه بودند و هرگز بازی های رسانه ای آقایان که سعی در کاهش محبوبیتش داشتند را باور نکردند.


و در آخر این بازیکن فراموش نشدنی استقلال بدون برگزاری بازی خداخافظی از طرف باشگاه در 7 مهر 1391 از دنیای فوتبال خداخافظی کرد . داستان حضور و تعصب این بازیکن که تا روز آخر دوران حرفه ای اش حاضر به حضور در هیچ تیم ایرانی به جز استقلال نشد و هرگز حرفش دو تا نشد می تواند برای بسیار از بازیکنان فعلی و جوان استقلال عبرت آموز باشد.

به امید روزهای روشن تر برای این بازیکن بزرگ و به امید آنکه ایشان را در سال های آتی در کسوت مربیگری در استقلال ببینیم.


فرهاد مجيدي در نامه اي خطاب به هوادارانش صحبت هايي را مطرح كرد.


متن نامه مجيدي:


هواداران عزیز


وقتی 15 سال پیش به تیم محبوبم استقلال پیوستم، هرگز تصور نمی کردم روزی با حمایت هواداران پر شور و دوست داشتنی آبی دل استقلالی به جایگاه کنونی‌ام رسیده که در آستانه 36 سالگی ، هنوز با تمام وجود و با ذره ذره توانم برای هواداران بتوانم به میدان بروم.


بازیکن و کاپیتان استقلال بودن، افتخاری است که برای " فرهاد مجیدی" فراموش شدنی نیست. بازی کردن در تیمی که بزرگانی چون شادروان ناصر حجازی، علی جباری و حسن روشن روزگاری در آن عضویت داشتند یا پوشیدن پیراهن شماره 7 که در گذشته بر تن تکنیکی ترین بازیکن آسیا " مجید نامجو مطلق " بوده یا بستن بازوبندی که بر دستان ستارگانی چون برادران بیانی و جواد زرینچه بوده برای " فرهاد " فرزند کوچک خانواده بزرگ استقلال مایه اعتبار و افتخار است .


در این مدت در شادی و غم های زیادی با هواداران عزیز سهیم بوده ام . با شادی هوادار خندیدم و با گریه آنها اشک ریختم. پیروزی های دربی، جشن قهرمانی های لیگ برتر و جام حذفی ، شکست ها و از همه غم انگیز تر از دست دادن اسطوره تاریخ باشگاه استقلال ناصرخان حجازی كه روز تلخی برای من و هواداران بود، هیچگاه از خاطرم نمی رود.


با عنایت خداوند متعال، حمایت هواداران و لطف نام بزرگ و پیراهن آبی" استقلال" به آرزوهای مادی و معنوی خویش رسیده ام و مانند آقایانی که با خودخواهی ، همواره استقلال را مدیون خود می دانند یا در نبود خود ذلت استقلال را آرزو می کنند، فکر نمی کنم. هر چه دارم از استقلال و هوادارانش است و هر کجا که باشم برای سربلندی استقلال تلاش خواهم کرد. اما امروز ، پس از تحمل و سپری کردن روزهای سخت و فرا رسیدن روزهای آبی رنگ زندگی ورزشی ام ، می خواهم سخت ترین تصمیم زندگی ام را برای هواداران بازگو کنم .


طرفداران دوست داشتنی،


بر حسب صبر و تعصب تا به امروز سکوت کردم (حتی در روزهایی که در اوج آمادگی و بنا به سلیقه فنی! نیمکت نشین بودم صحبتی نکردم تا آرامش تیم و مجموعه استقلال برهم نخورد) و برای اثبات خویش تلاش و مبارزه کردم اما امروز وقتی می شنوم که آقایان عامل ناکامی تیم را تشویق فرهاد مجیدی توسط هواداران خونگرم استقلال می دانند برایم تاسف آور است . قطعا روزی با وجود و حضورم برای سربلندی استقلال تلاش کردم اما در این روزها اتفاقاتی افتاد و صحبتهایی شنیدم که به این نتیجه رسیدم باید برخلاف میل باطنی ام از فوتبال خداحافظی کنم .


علیرغم پیشنهادات بسیار از تیمهای داخلی از ابتدای فصل تاکنون، نتوانستم در ایران پیراهنی جز پیراهن آبی بپوشم و بسیار مایل بودم با حضور در تیم محبوبم استقلال به همراه دیگر بازیکنان بتوانم جام قهرمانی لیگ و حذفی را فتح کنم و در نهایت با پیراهن استقلال از میادین فوتبال برای همیشه خداحافظی کنم که این امکان فراهم نشد و گویا تقدیر برای من این چنین بود.


هر کجا که باشم خود را سرباز استقلال می دانم و امیدوارم در آینده، در کسوت های دیگر بتوانم دین خود به هواداران پرشور استقلال را با کسب جام های متعدد، ادا نمایم.


در این جا لازم می دانم از کلیه مدیران، کارشناسان، مربیان، بازیکنان، کادر پزشکی، تدارکات، پشتیبانی تیم و نیز ارباب جراید که در ادوار مختلف، اسباب زحمت آنها را فراهم نمودم، سپاسگزاری نمایم .


در پایان ، از هواداران متعصب و دوست داشتنی استقلال که همواره در سرما و گرما مرا مورد حمایت و تشویق خویش قرار داده، صمیمانه قدردانی کرده و امیدوارم عذر "جدایی ناخواسته" سرباز خویش را پذیرا باشند .


بی گمان هیچگاه خود را از استقلال جدا ندانسته و الطاف، حمایت ها و تشویق های هواداران پر شور و فهیم استقلال از خاطره ام پاک نخواهد شد و هر جا که باشم برای موفقیت آنها دعا خواهم کرد .


به امید قهرمانی استقلال در مسابقات داخلی و بین المللی و سرافرازی و تندرستی هواداران عزیز انشاءا…


برادر کوچک شما

فرهاد مجیدی


رفتنتم مقدسه 7/7/91

7مهر رو هیچوقت فراموش نمیکنم

یه روز هرجا که باشی میام پیشت هرکجا که باشی..

خداحافظت عشق همیشگی من*فرهاد مجیدی*

دوست دارم


برادر کوچک تو عماد.


به سلامتی خودم،که همیشه اونی شدم که بقیه میخوان،ولی هیچ کس اونی نشد که من میخوام




اول از همه
:
سلامتی خودم،که همیشه اونی شدم که بقیه میخوان،ولی هیچ کس اونی نشد که من میخوام.

سلامتی اون دلی که هزار بار شکست اما هنوزم شکستن بلد نیست
.

 
سلامتی اونایی که می دونی هیچ وقت نمی تونی بهشون زنگ بزنی ولی بازم دلت نمیآد شمارشونو از فون بوکت پاک کنی..

به سلامتی اونی که آرزو بـــــود ولی خاطـــره شــــد.

سلامتی اونی که بخاطرش عرق میخوری اما اون داره زیر یک نفر دیگه عرق میکنه..

سلامتی پسرا،نه واسه ریشو قدشون
واسه معرفتشون
سلامتی دخترا نه واسه چشمای ناز و پوست صافشون
واسه قلبای پاکشون
سلامتی خودم نه واسه این حرفام
واسه اینکه مرحم ندارم واسه دردام..